مولفه های یک رابطه رضایت بخش

 

  دکتر نیما قربانی

مولفه های یک رابطه رضایت بخش عبارتند از صداقت، صراحت، احترام و خودمختاری. براساس نوع ترکیب این مؤلفه ها با یکدیگر چهار سبک یا الگوی ارتباطی شکل میگیرد که عبارتند از : الگوی قاطع/ الگوی پرخاشگر/ الگوی سلطه گر/ الگوی سلطه پذیر. حال به شرح و توصیف این الگوها می پردازیم.

قاطعیت: برقراری ارتباط صادقانه، صریح (مستقیم و روشن)، توأم با احترام متقابل و اصیل، و خودمختاری متقابل (برد- برد).


پرخاشگری: برقراری ارتباط صادقان ه، نیمه صریح (مستقیم و مبهم)، بدون احترام متقابل، و کنترل فرد مقابل (برد- باخت).


سلطه گری: برقراری ارتباط غیرصادقان ه، غیر صریح (غیرمستقیم و مبهم) توأم با احترام ظاهری، و کنترل فرد مقابل (برد- باخت).


سلطه پذیری: برقراری ارتباط غیر صادقانه، غیر صریح (غیرمستقیم و مبهم) توأم با احترام (گاهی ظاهری و گاهی اصیل) به فرد مقابل، و خودمختاری فرد مقابل (باخت- برد). همانگونه که در تعریف این سبک ها مشخص است، فردی که از قاطعیت برخوردار است، تا آنجا که ممکن است صادقانه ارتباط برقرار میکند. به عبارت دیگر، بین آنچه که در فکر و احساس فرد قاطع میگذرد و آنچه عملاً در رفتار وی متجلی می شود هماهنگی و توافق وجود دارد.

شایان ذکر است پیام یا رفتار غیرصادقانه به سبب تناقضی که در رفتار ایجاد می کند ممکن است برملا شود. خیلی اوقات ما به صورت شهودی احساس می کنیم فرد مقابل در رفتار خود صداقت ندارد، اما دلیلی هم نمی توانیم برای برداشت خود بیاوریم. گاهی برداشتهای شهودی ما اشتباه میکند، اما در برخی مواقع نیز درست از آب درمی آید زیرا تناقض در گفتار، لحن، و بدن فرد گاهی از ورای رفتارش قابل تشخیص است. به عبارتی دیگر رنگ رخساره معمولاً خبر می دهد از سِرّ درون. کودکان عموماً در تشخیص رفتار صادقانه از غیرصادقانه از مهارت بیشتری به نسبت بزرگسالان برخوردارند، اما در مجموع همه انسانها کم و بیش و به طور نسبی می توانند احساسات و افکار پنهانی را در دیگران تشخیص دهند.

حال تصور کنید فردی در نظام ارتباطی خود میان افکار و احساسات درونی و رفتار آشکارش (زبان بدن، لحن، و گفتار) هماهنگی وجود نداشته باشد. در این صورت کسانی که با وی ارتباط دارند به طور نسبی قادرند ناهماهنگی آنچه را که در دل وی می گذرد و آنچه که به دیگران در ظاهر نشان می دهد تشخیص دهند. همین مسئله ممکن است به پیچیده شدن ارتباط، بالا رفتن احتمال برخورد مشابه در فرد مقابل، بی اعتمادی، و در نهایت قطع ارتباط بینجامد. در صورتی که برخورد صادقانه براساس الگوی قاطعیت چنین مشکلاتی را به میان نمی آورد. از سوی دیگر، فرد قاطع می تواند آنچه را که در دل حس می کند به گونه روشن و مستقیم در ارتباطات منتقل کند. با اینکه پیامهای وی مستقیم است، اما بدون احترام نیست. در واقع قاطعیت هنر برقراری ارتباط و ارسال پیام به ترتیبی است که هم مستقیم و هم محترمانه باشد.

خیلی از افراد به سبب دلمشغولی افراطی خود برای محترمانه برخورد کردن، به قدری پیامهای خود را غیرمستقیم منتقل می کنند که سبب پیچیدگی و قلب پیام می شود (پیام های کلی، ذهنی، نامشخص). اما ارسال پیام در الگوی قاطعیت به ترتیبی است که پیام در عین شفافیت و مستقیم بودن (جزئی، عینی، مشخص) در یک جو صمیمی و محترمانه ارسال می گردد. از سوی دیگر ، افراد قاطع درصدد کنترل کردن دیگران نیستند، و در ارتباط دامنه آزادیهای فردی و انتخاب های فرد مقابل را تا آنجایی که امکان دارد محدود نمی کنند. بدیهی است چنانچه محدودیتی هم برای فرد مقابل اعمال شود، این محدودیت تا حد امکان به صورت توافقی و با آگاهی متقابل اِعمال می شود. پرخاشگری نیز براساس ارتباطات صادقانه، مستقیم و مبهم، همراه با کنترل، و بدون احترام متقابل تعریف می گردد. رفتار فرد پرخاشگر از صداقت برخوردار است زیرا آنچه که در دلش می گذرد بی پروا در رفتارش نشان میدهد. از سوی دگر، چنین فردی به صورت مستقیم برخورد می کند. اما در این برخورد مستقیم نه به خود احترام می گذارد و نه به دیگری. همچنین گفته های فرد پرخاشگر معمولاً روشن و شفاف نیست. کافی است وقتی خیلی عصبانی می شوید به حرفهایی که می زنید دقت کنید. فرد عصبانی معمولاً کلی گویی می کند و پیامهایی که به دیگران ارسال می کند به دلیل مبهم بودن ارزش خبری ندارد. از این روی پیام های یک فرد پرخاشگر معمولاً نامشخص و همچنین ذهنی است ، اما ممکن است ماهیتی جزئی، و نه کلی، داشته باشد. برای مثال، مادری که از دست کودک خود عصبانی است و به وی می گوید «خیلی بچه بد و بی تربیتی هستی » در واقع هیچ گونه اطلاعات عینی و روشنی به فرزند خود ارائه نمی کند تا کودک بتواند آن را راهنمای سلوک خود قرار دهد. از دگر سوی، هدف اصلی فردی با سبک ارتباطی پرخاشگری، زورگویی و کنترل است، و این زورگویی و کنترل به نحو آشکار و مستقیمی ابراز می شود.

/ 0 نظر / 8 بازدید